ایراس: شركتهاي بزرگ انرژي روسيه در سالهاي اخير بارها براي مشاركت در طرحهاي نفت و گاز خارجي تلاش كردهاند. مهمترين هدف اين شركتها، تبديل شدن به بازيگران مهم و ارتقاء در ترتيبات بازار انرژی جهاني است، ولي واقعيات جهاني مانع از تحقق اين برنامهها شده است. در قسمتهاي مهم بازار انرژي (پالايش نفت و فروش محصولات انرژي) و حتی در زمينه استخراج نفت و گاز نيز براي شركتهاي روسي امكانات چنداني فراهم نشده است. علت چیست؟ آيا روسیه در سطح ديپلماتيك يا در عمل اشتباه ميكند؟ شايد علت اساسي اين وضع نامناسب، فقدان راهبرد عمومي فعاليت روسيه در بازارهاي جهاني باشد؟
حتي در ورود شركتهاي روسي به بازار انرژي اروپا كه بازار اصلي آنهاست مشکلاتی وجود دارد. بديهي است كه اروپا به روسيه نيرومندي كه از ذخاير عظيم نفت و گاز و دارايي اقتصادي در كشورهاي اروپايي برخوردار باشد، احتياجي ندارد. براي اروپا رابطه با كشورهايي كه فقط مواد خام صادر ميكنند و به اراده بازيگران اروپايي كاملاً تن ميدهند، بهتر است. به همين علت اروپا حتي حاضر است قوانين خود را تغيير دهد تا از ورود شركتهاي روسي به بازار محصولات نهايي انرژي ممانعت كند.
طرح قبلي تبادل دارايي یعنی فراهم كردن دسترسي شركتهاي خارجي به دارايي روسيه در زمينه استخراج و انتقال نفت و گاز در عوض دسترسي شركتهاي روسي به پالايشگاهها و شبكه فروش اروپايي، در مجموع شكست خورده است. همين امر در بازار آسيا و اقيانوسيه، آمريكاي لاتين و آفريقا نیز مشاهده ميشود. در بهترين حالت، نفت و گاز روسیه مشتری خواهد داشت، ولي بخشهاي ديگر بازار، بين شركتهاي بزرگ جهاني تقسيم شده و آنها قصد ندارند قسمتي از بازار را به شركتهاي روسي واگذار كنند. شركتهاي روسي كه از تجربه كافي براي فعاليت در بازار جديد و نيز در اكثر موارد از حمايت مقامات حاكم محلي برخوردار نيستند، نميتوانند با شركتهاي نفت و گاز «ليگ برتر جهاني» رقابت كنند. به همين علت بازيگران روس مجبور شدند در زنجيره توليدي، نزول کرده و فناوريهاي آزمايش شده توليدي خود را به كشورهاي به اصطلاح جهان سوم پيشنهاد كنند.
در اين شرايط تعداد طرحهاي مربوط به همكاري شركتهاي روسي با شركتهاي خارجي در زمينه استخراج نفت و گاز افزايش يافته است. البته طرحهاي پردرآمد در خاور ميانه و آسيا تا كنون تقسيم شده و تنها آمريكاي لاتين، آفريقا و آسياي مركزي براي شركتهاي روسي باقي ماندهاند. اين مناطق از نظر فناوري و سرمايهگذاري شرايط سختي ندارند، ولي در آنجا نیز رقابت سختي در جريان است. در سال 2009 كه سال بحران اقتصادي بود، دو «ببر آسيايي» یعنی چين و هند در اين مناطق فعالیت زیادی داشتند. شركتهاي چيني و هندي براي مشاركت در طرحهاي سودآور خارجي از هيچ اقدامي فروگذار نميكنند. يك امتياز مهم رقابتي آنها، پشتيباني دولتهاي ملي است. چين در صدد است صدها ميليارد دلار در گسترش فعاليت خارجي خود سرمايهگذاري كند كه بدين وسيله به رقيبي شكستناپذير تبديل ميشود. روسيه در اين زمينه ياراي مقابله با چين را ندارد.
پرسش ديگر اين است كه چه لزومي دارد كه روسيه در طرحهاي استخراج خارجي شركت كند در حالي كه توليد داخلي نفت و گاز در اين كشور از سرمايه كافي برخوردار نيست؟ پاسخ اين پرسش بايد در عرصه سياسي جستجو شود. سالهاست كه تلاشهايي براي تضعيف روسیه در این عرصه صورت میگیرد. اين فعاليت ها بعد از فروپاشي شوروي شدت يافت. يكي از مراحل مهم آن، گسستن روابط اقتصادي بين روسيه و جمهوريهاي شوروي سابق است. ميتوان گفت كه عوامل خارجي به اين هدف خود رسیده اند زیرا قسمتهاي جنوبي، غربي و جنوب غربي شوروي سابق را از دست رفته اند و حالا آسياي مركزي از روسيه دوري ميجويد و قاعدتا چين نفوذ خود را در این منطقه افزايش ميدهد. ممكن است در آينده نه چندان دور با وضعيتي روبرو شويم كه در مرزهاي جنوبي روسیه بازيگراني با سياست خارجي ضد روسي ظاهر شوند (ميتوان ادعاهاي سرزميني چين نسبت به روسيه را هم به خاطر آورد).
در اين شرايط روسيه بايد روابط خود را با جمهوريهاي شوروي سابق و قبل از همه با كشورهاي آسياي مركزي (كه بازگرداندن آنها راحتتر است) از سر گيرد. اين فعاليت بايد در بخش انرژي شروع شود. ميتوان برنامه معروف اروپايي رابرت شومان را به خاطر آورد كه در سالهاي 1950 همگرايي منطقهاي اروپا را سرعت بخشيد: مشاركت در بخش انرژي يكي از موجبات مهم همگرايي گسترده و عميق شده بود. اتحاد ميتواند در پنج مرحله تحقق يابد يعني ايجاد منطقه تجارت آزاد، تشكيل اتحاديه گمركي، بازار مشترك، اتحاديه ارزي – اقتصادي و بالاخره اتحاد سياسي. اين طرح تكيهگاه خوبي براي اصلاح روابط روسيه با جمهوريهاي شوروي سابق است. ميتوان اصلاحات را از تشكيل اتحاديههاي اقتصادي دولتها و ايجاد بازار واحد انرژي شروع كرد. تحكيم روابط سياسي، هدف نهايي اين روند است.
دولت روسيه بايد در طراحي و اجراي طرحهاي بزرگ انرژي نقش كليدي را بازي كند چرا که بیشترین خطرات و ریسک ها نیز متوجه این کشور است. شركتهاي خصوصي بزرگ نیز نبايد به صورت مستقيم در تصميمگيري ها دست داشته باشند. بايد در جامعه کشورهای هم سود، الگوي خاص امنيت انرژي منطقهاي را برقرار كرد تا كشورهاي توليد كننده انرژي (آذربايجان، قزاقستان، تركمنستان و ازبكستان)، كشورهاي مصرف كننده (اكراين، بلاروس، مولداوي، گرجستان، ارمنستان، تاجيكستان و قرقيزستان) و كشورهاي ترانزيتي (اكراين و بلاروس) در زمينه تأمين نفت و گاز مسئوليت برابري داشته و خطرات اقتصادي نیز به صورت مشترك باشند.
ولي در كشورهاي آمريكاي لاتين و آفريقا كه از روسيه دور هستند، اهداف ژئوپلتيكي همكاري خصوصا با توجه بهرژيمهاي این کشورها، به چشم نميخورد. ونزوئلا به صورت آزاد قواعد بازي اقتصادي را به نفع خود تغيير ميدهد. نيجريه كه از گازپروم براي جلب شركتهاي بزرگ جهاني «شل» و «اكسون موبيل» استفاده كرد، قابل اعتماد نيست. در اين منطقه جهان، فقط سود اقتصادي در نظر گرفته میشود. براي مثال، كنسرسيوم نفتي پنج شركت روسي كه در ونزوئلا تشكيل ميشود ميادين نفتي را در حوزه رود «اورينوكو» توسعه خواهد داد كه ذخاير آن معادل 7 ميليارد تن برآورد ميگردد. اين كنسرسيوم ميتواند سالانه 3 ميليون تن نفت توليد كند. با وجود ناچیز بودن اين رقم، شركتهاي روسي از اين طريق ميتوانند جغرافياي فعاليت خود را توسعه دهند و تجربه توليد نفت سنگين را نیز داشته باشند این مساله برای روسيه مفيد است.
بنابراين، در حال حاضر تحكيم موقعيت ژئوپلتيكي و قبل از همه ازسرگيري روابط با جمهوريهاي شوروي سابق (به خصوص در آسياي مركزي)، هدف اساسي فعاليت روسيه در بازار انرژي جهاني است و سود اقتصادي در مرحله بعدی قرار دارد. این کشور براي توسعه فعاليت خود در مناطق ديگر جهان از امكانات مالي و نيروي متخصص لازم برخوردار نيست (غير از طرحهاي انگشتشمار). حضور در همه مناطق نتیجه مثبتی نخواهد داشت. در اين شرايط دولت بايد به بازيگر اساسي تبديل شود و راهبرد یکسان دولتي، برای ورود شركتهاي داخلي به بازار جهاني طراحي كشود. در حال حاضر بخش عمده طرحهاي خارجي شركتهاي نفتي روسي در خارج از كشور در مرحله يادداشت تفاهم باقي مانده اند.
در چارچوب راهبرد مذكور بايد جايگاه و نقش بخش نفت و گاز روسيه در تقسيم بين المللي كار و توان آن از نظر تجارت خارجي و طرح مشخص گسترش فعاليت خارجي اين شركتها مشخص گردد و همه خطرات در زمينه ورود روسيه به بازار نفت و گاز جهان ارزيابي شود. در حال حاضر بيش از ده شركت روسي در مذاكرات پيرامون 45 طرح خارجي در زمينه اكتشاف و توليد نفت و گاز در بيش از 20 كشور آمريكا لاتين، آسيا و آفريقا شركت ميكنند. روسها در خاور ميانه (و نه تنها در عراق) نيز منافع معيني دارند.
هر شركت نفتي ضمن ورود به بازار خارجي بايد با استانداردهاي بين المللي مديريت شركتي مطابقت داشته باشد و در زمينه كاربرد منابع مالي خود، كارآيي كافي داشته باشد تا ثبات آن، تضمين شود. ولي اكثر شركتهاي نفتي روسيه با كمبود منابع مالي روبرو ميشوند. مهم ترین مساله براي گسترش حضور شركتهاي روسي در بازار جهاني انرژي، پشتيباني دولت است. تنها هماهنگي مواضع دولت و شركتهاي نفتي به اين شركتها اجازه خواهد داد منافع شركتي و سراسري روسي را در فعاليت خود تضمین کنند. در غير اين صورت آنها نميتوانند با شركتهاي خارجي رقابت نمایند. با وجود اينكه دولت مسکو در شرايط كنوني از فعاليت شركتهاي دولتي (گازپروم، روسنفت و گازپروم نفت) در بازار جهاني حمايت ميكند، هنوز زمان توسعهطلبي آنها فرا نرسیده است. طرحهاي خارجي گازپروم در زمينه توليد گاز بسيار كم هستند. شركتهاي نفتي هم از نظر تجربه كار در خارج از كشور و امكانات مالي از رقيبان غربي خود عقب ماندهاند. حضور شركتهاي روسي در طرحهاي استخراجي در جامعه کشورهای هم سود، ايران، مصر، سوريه، ليبي، ونزوئلا و كلمبيا محدود است. آنها در بسياري از كشورها حضور ندارند.
در حال حاضر راهبرد موفق سياست خارجي دولت و ارتقاي سطح كيفي مديريت شركتي، دو عامل اساسي موفقيت فعاليت خارجي شركتهاي نفت و گاز روسيه است. نهادهاي دولتي در اين راستا بايد به نسبت به تهميد زيرساختهاي قانوني اين امر مبادرت كنند. همگرايي بخشهاي نفت و گاز روسيه و كشورهاي خارجي نيازمند همسان كردن قوانين، مباني حقوقي و مقررات گمركي است. در اين زمينه «ديپلماسي انرژي» بايد از منافع روسيه در بخش انرژی دفاع كند. البته عضويت در سازمانهاي انرژي جهاني ميتواند براي روسيه مفيد باشد. همكاري سازنده بين شركتهاي و نهادهاي دولتي روسيه باعث استفاده از توان عظيم بالقوه اين بخش در بازار انرژي جهاني میشود.
نویسنده: آنا آننكووا، مجله «نفت روسيه»